بهش گفتم حسش نیست....نمیدونن درسته یا نه...ولی عشق بچگیم بود شبای تاسوعا و عاشورا هیعت امام سجاد...اخرش اون الودعا الودعاهاش ....خیلی دلتنگ اون شبام...شبایی که خودمو توشون جا گذاشتم و حالا اینجا...این زندگی...هیچ رنگ و بویی از زندگی نداره ....
نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 20:6 توسط گمنام|
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی