روزایه سختیه عزیزم...!
میشینم
یه گوشه ی اتاقم
حتی اون
اگه دیگه نخوادم
هنوزم ...دوسش دارم...!
...
چجوری تونستی
من که سختم بود
نمیشد ببینم در رو بستم زود ...سختم بود!
وقتی فهمیدی دوست دارم ...که دیر بود یه کم!
وقتی فهمیدی که ...هیچ حسی نداری به من
آره دیر بود یه کم...!
...
چشمامو
میذارم رو هم
احساسی نداری رو من
روزایه سختیه عزیزم
...
میشینم
یه گوشه ی اتاقم
حتی اون اگه دیگه نخوادم
هنوزم دوسش دارم
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 4:23 توسط گمنام|
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی