خرید بک لینک

درباره سایت

615

آخرین مطالب

امکانات وب

رسیدن به نقطه ی صفر...

برگشتن به صفر...

چه فقیرم که ندارمت خدا...

چه خار و ذلیلم که نتونستم بفهممت...

همیشه سعی کردم حرفی نزنم که تاکسی بهت بی احترامی نکنه و وجودتو زیر سوال نبره...اما اخرش زدم...ببخشید...چیزی نمونده ازم...تنها چیز با ارزشم نفسمه...هروقت که خواستی ازم بگیرش....

خوشبختانه یا بدبختانه ...تصمیم به ادامه ی زندگی....

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 0:57 توسط گمنام|

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 9:50

صفحه بندی