..اسیر بشه...اذیتش کنن...میترسم از اینده...از روزهایی که قراره نمیدونم چی سرم بیاد...
این ادمی که فقط دوستش دارم...برای هیچی....برای هیچی فقط دوستش دارم همین....
اشک میریزم دو روزه...تو هرفرصتی ...وقت و بی وقت.....چشمام چروک شدن...پیر شدم...تمام تنم تیر میکشه...کمرم...پهلوم....قلبم....قلبم.....قلبم.....
چقد میخوامش....از دور....همینقد دور......
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی