این بار شوخی نیست نگیر جلو رامو
فهمیدی من میرم ، هی
میگیری دستامو
میگی عوض می شم فرصت می خوای از من
شرمنده من دیگه خیلی ازت خسته م
خیلی ازت خسته م
خیلی ازت خسته م
شمعارو روشن کن
این آخرین باره
یه دل سیر نگاه
بعد خدانگهدارت
چیزی نگو دیگه
دعا کن هی برام
دعا کن بعد از این
از
تو فکر تو درآم...
موضوعات مرتبط: من و استاد العبد دامت برکات
[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۶ ] [ 2:28 ] [ بانوی صبور ] [ ]
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی