خرید بک لینک

درباره سایت

615

آخرین مطالب

امکانات وب

از ی چیزی خیلی ناراحت شدم.

زیر سره شوهره خانم امامی بلند شده...!

مادرشوهرش و شوهرش از مشتریای مغازن...تو صحبتای مادره استنباط شده که بچشون نمیشه!

خانم امامی حجاب فروشی داره ...قبلا طبقه بالا خونشون بودن...گاهی خرید میکردیم...الان اومدن بر نظر...از مغازه که بیایی بیرون دست راستت میشن.

مادرشوهرش خیلی خوب و خانمه.من تو برخوردی ک باش داشتم خوشم اومد ازش.

خانم امامی هم خوشکله عا! چشما سبز و صورت گرد و سفید و مججبه!صدا سوزنی...فرض کن!

یه همچین بانوی جذابی بچش نشه.

امروز وقتی سیس گفت که اینجوریاست اولش گفتم نه بعد گفتم هرچیزی ممکنه....براحتی میتونه ی زنی رو عقد کنه و به ارزوی بچه دار شدنش برسه.اینجوری که معلومه انگار کاری چیزیم نداره!و بیشتر اوقات ور دل خانمشه....

خلاصه خطاب برای اقای قدبلند و چاق و کچل و سیگاری! خانم امامی که معذرت میخواییم ازت ولی از این ببعد خواستی با گوشیت حرف بزنی برو تو اون فضاسبزه و دم پر ادما نگرد که مبادا باد به گوش زنت برسونه...

وقتی که داشتی به اون دلبر پشت خطی میگفتی وقتی میبینی جواب نمیدم هی تندتند زنگ نزن داره شک میکنه ، خودم بهت زنگ میزنم.

خلاصه شک آفت زندگیه.

ادم تا یه مرد تو زندگیش نباشه نمیفمه غیرت ناموسی ینی چی!قبلنا فک میکردم این کلمه تنها برای ضعیف ضوعفا استفاده میشه ولی الان فهمیدم ادم گاهی روی عزیز ترین داراییهای زندگیش غیرت ناموسی پیدا میکنه.

شک نابود میکنه....کاش اینجوری که من حکایت کردم نباشه...کاش قصه قصه ی غافلگیری و تولد و این چیزا باشه...

کاش زیر سره هیچ مردی بلند نشه.

برچسب: نویسنده: غزل شریفی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 15:46

صفحه بندی