786 - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:38
تا حالا یه زندانی با لباس زندان و دست و پای زنجیر شده رو از نزدیک ندیده بودم... ولی دیدم...هه...
787 - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:38
کسی ارزو کرده برامون که الهی حتی یروزم آب خوش از گلوتون پایین نره....   هه...
788 - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:38
به مرحله ای از کمال رسیدم که الان اگه یه سیگار بدن دستم بگن بکش میگم چشم. آهنگ که دیگه چیزی نیس...
789 - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:38
این روزهای قشنگ عمرم..... هممم آرایش میکنم میرم بیرون در حد منفجر نسبت به قبل هم نگاه نامحرم میکنم تا هرچقد که دلم بخواد هم به استاد پیام میدم هم بهش میگم دوسش دارم خیلی... هم به همکلاسیام خیره میشم هم باشون حرف میزنم هم اهنگ گوش میدم زیاد هم حالم از این زندگی بهم میخوره هم هم هم هم هم یه عالمه هم د...
790 - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:38
زندگی تو خیلی لعنتی هستی...مرده شورتو ببرن عوضی....اینقد ازت متفرم که کاش ا جسم بودی تا انقد دستامو دور گردنت فشار میدادم تا کبودی کنی.... همینو میخواستی؟؟؟ دلت خنک شد؟؟؟ به سیاه نشستیم.....هنوزم به سیاه نشین ترم میشیم... مرده شورتو ببرن که مای
791 - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:38
چی میتونه اروممون کنه...چی میتونه امی&
792 - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:38
هنوز زندم...✋ اگه اسمش زنده باشه... ✋
793 - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:38
حسی که همیشه داشتم این بود که کنارمه...نزدیکمه... ولی میگفتم با خودم که دیوونه شدم...توهمه.. سیس قبلا کسیو دیده بود شبیهش ...تو همینجا..ولی روشو برمیگردونه و سریع میره داخل.... خودش لو داد....بعد ماه ها... و حالا فهمیدم که فاصله مون تنها به اندازه ی یه دیواره... این همه مدت انقد بهمدیگه نزدیک بودیم....
779 - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 14:19
این بار شوخی نیست نگیر جلو راموفهمیدی من میرم ، هیمیگیری دستامومیگی عوض می شم فرصت می خوای از منشرمنده من دیگه خیلی ازت خسته مخیلی ازت خسته مخیلی ازت خسته مشمعارو روشن کناین آخرین بارهیه دل سیر نگاهبعد خدانگهدارتچیزی نگو دیگهدعا کن هی برام
780 - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 14:19
نت بدون تو یعنی مرگ مطلق.
776 - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 8:06
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم....
777 - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 8:06
امید میبندیم که تموم میشه.... امیدالکی... ای کاش هیچوقت عروسی نمیکردیم...ای کاش هیچوقت این ادم پلیدو قبول نمیکردیم...گرگ در لباس میش.... ان شاءالله به حق پیغمبر و آل پیغمبر به بدترین داغی که دنیا به خودش ندیده این خانواده ی منحوس گرفتار بشن که تا قیامت این داغ سر دلشون سنگینی کنه و یادشون نره که سزا...
778 - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 8:06
ندارم هیچ امیدی به این دنیای تبعیدی...
767 - تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 8:55
اگر شهید بشه تا اخر عمرم دیوونه میشم.....
761 - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 21:01
حقه بازی وکیل هنوز ادامه داره و پدر ساده ی من....انقد زود خام ننه من غریبم بازیه این خاله زنکها میشه و بهشون امید میبنده....توقع داره کار برامون انجام بدن...ولی نمیدن...پول میگیرن و انجام نمیدن...جواب تلفن نمیدن...در دفترشون معلوم نیست کی بازه ....دوتا ادم حقه بازن که مردمو میدوشن... پدر ساده ی من.....
762 - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 21:01
قبلا گفته بودم این ادم ریشه کرده تو تمامه من...هیچوقت فکرشو نمیکردم که اینجوری ترکم کنه.....میترسم...هم از اینکه نره و به راه غلط بره....میترسم...از اینکه بره و شهید برگرده .. ..اسیر بشه...اذیتش کنن...میترسم از اینده...از روزهایی که قراره نمیدو
763 - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 21:01
نرو به هوای تو منبه صدای تو منبه دنیای تو منوابسته شدمکه به جای تو منشکسته شدمسفر نرو دلم گرفتهغم گرفته روزگارمرفیق روز بیقراری بیقرارم بیقرارمسرم به شانه ی تو بودسفر بهانه ی تو بودببین که دل نمیکنمنرو که عاشقت منمسفر نرو دلم گرفتهغم گرفته روزگارمرفیق روز بیقراری بیقرارم بیقرارمسرم به شانه ی تو بودس...
749 - تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 11:11
الان که دارم مینویسم لبه ی پیاده رو لب جاده روبرو دادگاه منقطه باهنر نشستم... از آشوب دیشب بگم یا از روزگار الان؟ همه ی حرفای ناگفته بماند... تا اونجاییکه... ساعت 7ونیم شب بیدار شدم و دیدم سیس از گروهمون لفت داده...تعجب کردم گفتم شایدبا بابا بحثش شده....بدون هیچ حرفی رفته بود...زنگ زدم گوشیش دردسترس...
750 - تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 11:11
فقط بمیرم.... به فجیع ترین شکل بمیرم... از شر همه راحت بشم... 
751 - تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 11:11
امروز پزشکی قانونی فردا پزشکی قانونی..... ...... روزهای سیاه...سیاه...سیاه...     بگیر جونمو راحتم کن...